خرید بک لینک
ترم پیش ک رفته بودم دفتر مدیر گروه...یه شخصی رو دیدم..کت و شلوار پوشیده بود و یه کیف دستش بود..از صحبتاش متوجه شدم ک استادهجذبش شدم..گفتم کاش استاد من بود...زد و خورد اون ترم استادم بود..همونطور ک فک

برچسب: نویسنده: النا زمانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 2:30

روانشناسا واقعا دیوونن؟امروز روانسنجی داشتیم...استادش خیلی خوب بود.اصلا با روح و روانم بازی میکرد.انگار مثل یه موم تو دستاش بودیم..داشتم کم کم از این درسه خوشم میومد ک فهمیدم این درسم مثل امار محاسبات دارهخدا این ترمم به خی

برچسب: نویسنده: النا زمانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 2:30

ک.ر.و.ن.ابرای خرید لباس عید بیرون نرفتم..امسال همچی رو مامانم برام خرید..میگه از ترس کرونا بیرون نمیای...اما خب از کرونا نمی ترسم،حوصله بیرون رفتن نداشتم...یه شومیزم برام خرید،گفت شب خواستگاری بپوششخیلی مشکوک

برچسب: نویسنده: النا زمانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 2:30

صفحه بندی