برچسب:
نویسنده: النا زمانی
امروز روانسنجی داشتیم...استادش خیلی خوب بود.اصلا با روح و روانم بازی میکرد.انگار مثل یه موم تو دستاش بودیم..داشتم کم کم از این درسه خوشم میومد ک فهمیدم این درسم مثل امار محاسبات دارهخدا این ترمم به خی
برچسب:
نویسنده: النا زمانی
برای خرید لباس عید بیرون نرفتم..امسال همچی رو مامانم برام خرید..میگه از ترس کرونا بیرون نمیای...اما خب از کرونا نمی ترسم،حوصله بیرون رفتن نداشتم...یه شومیزم برام خرید،گفت شب خواستگاری بپوششخیلی مشکوک
برچسب:
نویسنده: النا زمانی